هیپوگلاسیمی بر اثر تزریق انسولین و اثر آن بر مغز
هیپوگلاسیمی یا افت قندخون اتفاقی است که به هنگام درمان با انسولین غالبا برای بیماران حادث میشود و این اتفاق فاکتور اصلی محدودکنندهی درمان با انسولین به منظور کنترل بهینهی قندخون در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 و همچنین در مبتلایان به دیابت نوع 2 است. این موضوع یک چالش برای پزشکان و محققان است زیرا در بسیاری از تحقیقات کنترل سختگرانه دیابت پیشنهاد میشود که همراه با وقوع مکرر هیپوگلاسیمی میباشد، اما در مطالعات اخیر دیگر کنترل سختگیرانهی دیابت پیشنهاد نمیشود زیرا در تمام افراد فواید دلخواه را نداشته و سبب افزایش وقوع هیپوگلاسیمی میشود.
به خصوص در یک مطالعهی دورهای که حاصل بررسی بیست و یک تحقیق توسط Kansagara و همکارانش انجام گردید، مشخص شد که درمان سختگیرانه با انسولین سبب افزایش هیپوگلاسیمی در میان بیماران به میزان 6 برابر میشود. بنابراین ما با مسئلهی پیچیدهای روبرو هستیم و به نظر میرسد باید فرضیههایمان را در مورد استفاده از این روش درمانی تغییر دهیم و با طراحی مطالعاتی به روی مکانیزم ایجاد هیپوگلاسیمی، روش بهینهای را برای درمان این بیماران بیابیم.
درک چگونگی تنظیم متابولیسم گلوکز در مغز و اینکه عکسالعمل مغز به هیپوگلایسمی چیست، بسیار مهم است زیرا مغز شدیداً برای تامین انرژی خود وابسته به مصرف گلوکز است و عملکرد مغز به عنوان یک واحد تنظیمکنندهی هموستازی سوخت در تمام بدن از اهمیت یگانهای برخوردار است. مغز در رابطه با قند در چالش بخصوصی قرار دارد، زیرا به علت محدودیت فعالیت انتقال گلوکز از سد خونی مغز و سرعت بالای متابولیسم سلولی گلوکز و غلظت پایین قند در مایع بین سلولها در مغز ( حدود یک پنجم غلظت گلوکز در پلاسما )، مغز را مستعد افت منابع قندی می کند.
اسپکتروسکوپی رزنانس مغناطیسی (MRS) به ما اجازه میدهد تا مقدار قند و سایر سوبستراهای متابولیسمی آنرا در موجود زنده اندازهگیری و بررسی کنیم. این روش فرصت مغتنمی برای مطالعه متابولیسم گلوکز در پشت سد خونی مغز در زمان واقعی میباشد. دانشمندان با استفاده از ایزوتوپ کربن سیزده پایدار به عنوان نشانگر، سرنوشت گلوکز یا سایر سوبستراهایی که به داخل سد خونی مغز وارد میشوند را با دنبال کردن کربن نشاندار در مجموعهی متابولیتهای گلوتامات یا گلوتامین در طول زمان بررسی کردند. مقایسهی این دادهها با مدل ریاضی متابولیسم، به دانشمندان اجازه میدهد تا چرخش یک سوبسترای بخصوص متابولیسمی را در سلول و همچنین تقسیمبندی متابولیسم را بین دو نوع اصلی سلولهای مغزی یعنی نورونها و گلیاها بررسی کنند.

در شکل بالا مدل دو قسمتی جریان متابولیسمی مغز همراه با مسیرهای آن به منظور نمایش تنظیم متابولیسم در بیماران مبتلا به دیابت نوع 1 که تحت کنترل سختگیرانه هستند به تصویر کشیده شده است. هر دو سلول استروسیت و نورون به مصرف گلوکز به عنوان سوبسترای متابولیسمی خود وابسته هستند، اما وابستگی نورونها نسبت به استروسیتها به گلوکز بیشتر است. به خصوص در شرایط هیپوگلاسیمی این وابستگی بیشتر می باشد.
ذخیرهی گلیکوژن به استروسیتها اجازه میدهد به عنوان یک ذخیرهکنندهی انرژی برای سلولهای نورون عمل کنند. انرژی تولیدشده استروسیتها به هنگام فعالیت شدید و همچنین در شرایط هیپوگلاسیمی به نورونها منتقل می شود. اینکه مقدار آن در افراد مبتلا به دیابت نوع 1 افزایش مییابد، هنوز نامعلوم است. انتقال دهندههای مونوکربوکسیلیک اسید در امتداد سد خونی مغز به جذب استات، لاکتات و اجسام کتونی کمک میکنند و ممکن است در افراد مبتلا به دیابت نوع 1 افزایش یابند تا به هنگام هیپوگلاسیمی یک سوخت جایگزین را برای نورونها به ارمغان آورند.
انتقال دهندههای گلوکز (GLUT) نیز ممکن است در افراد مبتلا به دیابت نوع 1 افزایش یابند.
به منظور بررسی اینکه هیپوگلاسیمی ضعیف یا متوسط میتواند تولید انرژی را در مغز کاهش دهد، دکتر Ven و همکارانش با استفاده از کربن سیزده و روش MRS به مطالعهی متابولیسم گلوکز در افراد سالم به هنگام عدم کمبود گلوکز و به هنگام افت قند پرداختند. دکتر Ven از hyperinsulinemic clamp برای رسیدن به قندخون ثابت استفاده کرد.
هشت فرد در مقادیر 5 میلی مول و 3 میلیمول گلوکز بررسی شدند، در نتیجه تفاوتها و متغیرهای بین افراد شرکتکننده به این ترتیب کاهش مییابد. جالب این بود که دانشمندان قادر به تشخیص چرخهی تریکربوکسیلیک اسید (TAC) در دو حالت euglycemic و hypoglycemic نبودند. آنها پیشنهاد کردند که متابولیسم اکسیداتیو مغزی بر اثر کاهش تولید ATP دچار اختلال نمیشود و این برخلاف نتایج موجود در مورد اختلال عملکرد بخش کورتکس در نمونههای کنترل در غلظتهای مشابه هیپوگلاسیمی است. در مورد این معما چندین توضیح میتوان ارائه داد. اول اینکه مغز مثل یک سوئیچ، متابولیسم را با سوبستراهای دیگر در زمان کمبود گلوکز انجام میدهد. نکتهی مهم اینست که اکثر مطالعات MRS بروی بافت مغز که نزدیک به سیمپیچ دستگاه رزونانس مغناطیسی هستهای قرار دارد، یعنی occipital cortex متمرکز هستند. بر اساس مطالعات انجام شده بروی حیوانات و انسان به روش توموگرافی انتشار پویترون نشان داده شد که فعالیت متابولیکی شدیداً با تحریک موضعی فعالیت از یک ناحیه به ناحیهی دیگر فرق میکند. بنابراین دانشمندان از خود پرسیدند چگونه مشاهداتی که از ناحیهی کورتکس occipital جمعآوری کردهایم را برای سایر نواحی مغز بسط دهیم.
بر اساس تعدادی از مطالعات انسانی انجام شده با روش تصویربرداری رزونانس مغناطیسی کاربردی که در آن از تفاوت فشار اکسیژن خون به عنوان نشانگر فعالیت منطقهی مغزی استفاده گردید نشان داده شد که در شرایط افت قندخون شدید ، طرح فعالیت مغزی تغییر میکند. بنابراین احتمال دارد در آینده با پیشرفت اسپکتروسکوپی رزنانس مغناطیسی هستهای دانشمندان قادر به تعیین دقیقتر تفاوتهای متابولیسمی در مناطق مختلف مغزی گردند. البته باید این موضوع را که سوبستراهای تولید انرژی علاوه بر گلوکز در چرخهی TCA در مغز وارد میشوند در نظر داشته باشیم. در مغز دو بخش جداگانه و در عین حال متعاون گلیال و نورونی وجود دارد. برای نمایش شماتیک این تغییرات همانطور که در شکل 1 مشاهده میکنید استروسیتها ( نوعی از سلولهای گلیال که در قسمت کورتکس مغزی تعدادشان غالب است ) نقش مهمی از طریق تامین سوخت لازم برای نورونها به طور موقت از ذخیرهی گلیکوژن بازی میکنند، به این ترتیب این سلولها در شرایط هیپوگلاسیمی سوبسترای اضافهای را برای نورونها تامین میکنند. همچنین استروسیتها احتمالا با کاهش متابولیسم گلوکز کمبود گلوکز خون را برای نورونها جبران میکنند، زیرا تغییر در بالانس اکسیداسیون گلوکز در استروسیتها و نورونها در تحقیقات انجام شده بروی حیوانات در شرایط هیپوگلاسیمی گزارش شده است. یک احتمال دیگر اینست که متابولیسم لاکتات ( که از جریان خون وارد مغز میشود) در شرایط هیپوگلاسیمی 50 درصد افزایش مییابد، زیرا در مطالعات مقایسهای که از روش Clamp استفاده شد دادن لاکتات به حیوانات در شرایط هیپوگلاسیمی از بروز اختلال حواس جلوگیری میکند. دانشمندان بر اساس اندازهگیریهای انجام شده توسط MRS در مورد فعالیت انتقال گلوکز به این نتیجه رسیدند که کاهش انتقال گلوکز در غلظت 3 میلیمول در هر لیتر پلاسما، سبب کاهش جذب گلوکز به میزان 5 تا 10 درصد در مغز میشود.
مطالعات انجام شده توسط دکتر Ven و همکارانش از طریق روشهای محاسبهی غیر مستقیم نشان داد که میزان توزیع لاکتات در این شرایط به بیش از 5 درصد میرسد . دانشمندان با اندازهگیریهای مستقیم متابولیسم لاکتات به وسیلهی MRS از طریق کربن سیزده ، همچنین با متدهای arterivenous difference متوجه شدند که میزان لاکتات در ناحیهای از مغز که دچار افت قندخون میشود و اکسیداسیون آن تا حدود 10 درصد بر اساس نیازهای متابولیکی نورونها افزایش مییابد. برای طراحی روش درمانی موثر در کاهش تاثیرات منفی Neuroglycopeniai در بیمارانی که تحت درمان با انسولین هستند نیاز به درک دقیقتر متابولیسم تطبیقی مغز برای استفاده از سوخت در شرایط هیپوگلاسیمی شدید و مکرر میباشد، به همین علت تحقیقات دانشمندان در این زمینه ادامه دارد.
منبع: www.medsape.com